فتوشاپ یکی از آن برنامه های کاربردی با مجموعه ای وسیع از ابزارها و تنظیمات است که می توانید هر روز چیزی جدید یاد بگیرید. این آموزش توسط تیم تحریریه عکاسی صنعتی رادیان ممکن است به شما در این هدف کمک کند، زیرا حاوی بیش از دوازده ترفند فوتوشاپ است که می تواند آموزش دهد که چگونه عکس های خود را سریعتر ویرایش کنید.

اندازه قلم مو خود را با این میانبر سریعا تغییر دهید. نگه داشتن Alt + کنترل + کلیک کنید و کشیدن نشانگر موس. اگر به سمت چپ بکشید، اندازه قلم مو را کوچکتر می کند، در حالی که کشیدن به سمت راست آن را بزرگتر می کند. برای تنظیم سختی براش خود نیز آن را بالا بکشید تا آن را نرم تر کند یا پایین بکشید تا سخت تر شود. در حالی که کلیدهای براکت ([ ]) برای تغییر اندازه قلم به طور گسترده ای استفاده می شود، این روش ممکن است ترفند فوتوشاپ مورد علاقه جدید شما را تبدیل شود.

یک لایه جدید با یک میانبر صفحه کلید ایجاد کنید. برای انجام این کار، Command / Control + Alt + Shift + N را فشار دهید.

با فشار دادن ۱-۱۰، Opacity یک لایه یا ابزار را کاهش دهید. به جای کلیک کردن بر روی لغزنده ها برای تنظیم کدورت یک لایه، به سادگی لایه خود را انتخاب کنید و اعداد را روی صفحه کلید خود فشار دهید تا سریع شفافیت را تغییر دهید. فشار دادن ۱ به شما کدورت ۱۰٪ را می دهد، ۶ شما ۶۰٪ را می دهد و ۰ آن را به ۱۰۰٪ بازنشانی می کند. این میانبر همچنین opacity چندین ابزار را، مانند opacity ابزار براش، یا قرار گرفتن در معرض ابزار دوج را تغییر می دهد. این به خاطر داشته باشید که اگر بدانید چرا کدورت لایه تغییر نمی کند، به عنوان ابزار که در آن هستید، ممکن است چیزی باشد که به جای آن تنظیم شده است.

رنگها را به سرعت تعویض یا تنظیم مجدد کنید. اگر میخواهید رنگهایتان را به صورت سیاه و سفید بازنشانی کنید، کلید D را روی صفحه کلید خود فشار دهید تا رنگ پیش زمینه سیاه رنگ سیاه و سفید شود و رنگ پسزمینه سفید شود. برای تکان دادن سریع بین این دو یا هر رنگ، کلید X را فشار دهید.

نحوه Dodge & Burn سالم: اگر شما مایل به استفاده از ابزار داج و برن در فتوشاپ هستید، باید روی یک لایه خالی کار کنید. برای انجام این کار، از میانبر Command / Control + Shift + N استفاده کنید تا یک لایه جدید ایجاد کنید، حالت ترکیبی را به Soft Light یا Overlay تغییر دهید، و سپس جعبه را پر کنید با رنگ نرمال Soft-Light / Overlay-neutral (50٪ خاکستری ) در حال حاضر چیزی که فیزیکی است برای برسیدن چهره است، شما می توانید از ابزار طفره رفتن و سوزاندن استفاده کنید.

برای مطالعه بیشتر درباره داج و برن این مطلب را پیشنهاد میکنیم:

آموزش جامع تکنیک Dodge & Burn


به سرعت در ابزار بچرخید. در حالی که ممکن است متوجه شوید که میانبر ابزار Brush B است و ابزار Shaving Brush J هستند، ممکن است بدانید که با استفاده از Shift + میانبر مناسب، مانند Shift + B برای برس، می توانید سرعت آن را بین این ابزار ها چابک کنید.

با استفاده از دکمه SPACE به راحتی عکس را تکان دهید. این ترفند فوتوشاپ باعث می شود که مقیاس بندی انتخاب بسیار ساده تر انجام شود، نه به طور مکرر کلیک و حدس زدن چگونگی ایجاد شکل خود را برای انتخاب خاص. به خاطر داشته باشید که این کار تنها زمانی انجام می شود که شما مکان نما خود را نگه دارید و انتخاب خود را ایجاد کنید، نه بعد از آن ساخته شده است.

ایجاد Preset تنظیمات لایه. اگر خودتان را با استفاده از تنظیمات مشابه در شیوه خاصی پیدا کنید یا یک لایه تنظیمات ایجاد کرده و مایل به اعمال آن به چندین تصویر از یک مجموعه باشید، می توانید با ایجاد یک پیش تنظیم آن را انجام دهید. هنگامی که تنظیمات مورد نظر خود را انجام داده اید، بر روی ۴ خط در گوشه بالا سمت راست کادر محاوره کلیک کنید و «Save Preset» را انتخاب کنید. پس از ذخیره آن، می توانید به فایل دیگری بروید، یک لایه تنظیمات ایجاد کنید و سپس به جای انتخاب ذخیره پیش تنظیم، روی “Load Preset” کلیک کنید.

ویرایش با دو پنجره این فوق العاده مفید است در حالی که رتوش پوست و یا دیگر مناطق بسیار محتاطانه است، به عنوان آن اجازه می دهد تا شما یک دید در زوم و یکی که بزرگ شده است، بنابراین شما می توانید کار خود را در دو دیدگاه مختلف را بررسی کنید. برای انجام این کار، به Window> Arrange> New Window برای <yourfilename.extension> بروید. پس از انجام این کار، به Window> Arrange> 2-up Vertical بروید. حالا شما می توانید سطح زوم مورد نظر خود را تنظیم کنید و به عنوان مورد نیاز روتوش کنید.

لایه ها را به صورت غیر مخرب ادغام کنید. اگر همه شما با پردازش پست خود تنظیم شده و مایل به ایجاد یک کپی صاف از سند خود بدون از بین بردن تمام لایه های دیگر، Shift + کلیک بر روی تمام لایه های خود را. سپس Command / Control + Alt + Shift + E را فشار دهید. این به شما یک لایه ادغام شده و یکپارچه در بالای لایه خود اضافه می کند.

در حالی که حفظ هر میانبر موجود در فتوشاپ می تواند یک چالش برایتان باشد، انجام آنها، بدون شک، سرعت روال کار شما را افزایش می دهد.

 

Instagram یکی از محبوب ترین شبکه های رسانه های اجتماعی است و مطلب امروز درباره افزایش فالوور های اینستاگرام است.
یکی از یوزر های حرفه ای، جسیکا صورکین، که در Instagram بیشتر به نامthehandyj شناخته می شود، طی یک دوره بسیار کوتاه مدت از بیش از ۵۷۷،۰۰۰ فالوور کسب کرده است.

او کارشناسی ارشد خود را در رشته ازدواج و خانواده درمانی دریافت کرد، اما کشف کرد که بهترین درمان خنده است و می توان گفت که او می تواند برای تعداد زیادی از مردم در یک زمان از طریق رسانه های اجتماعی خنده بسازد. او خود را بیش از حد جدی نمی گیرد و مشکلی با شوخی با خودش ندارد که باعث خنده مردم شود. او حساب کاربری Instagram خود را به منظور اتصال، ارتباط برقرار کردن و به اشتراک گذاشتن خنده به عنوان بسیاری از افراد که ممکن است. در اینجا او هشت راهنمایی برای افزایش فالوور های اینستاگرام به ما کرده است که به او کمک کرد تا بیش از نیم میلیون فالوور به دست آورد.


۱٫ یک تم را انتخاب کنید و در آن پایدار باشید.

حساب های زیادی وجود دارد بنابراین من مجبور بودم در مورد آنچه که صدای من را متفاوت ساخته بود فکر کنم. من تصمیم گرفتم حساب خود را با استفاده از طنز شگفت انگیز خود با یک صدای زنانه و بدون دردسر زنانه رشد دهم.

همه چیزهایی که من ارسال می کنم دارای یک هدف یکسان است: برای ایجاد خنده مردم. شما باید پایدار باشید تا دنبال کنندگان شما درگیر باشند. اگر شما ناپایدار هستید، آنها شما را آنفالو خواهند کرد.


۲٫ برنامه زمانی ارسال پست مشخص داشته باشید.

شما باید حداقل یک بار در روز پست کنید. اگر برای یک هفته و یا چند روز در اینجا و آنجا پست نکنید، نمی توانید رشد کنید. فالوورهای شما به انتظار محتوای شما هستند بنابراین مهم است که دائما آنچه را که می خواهید انجام دهید.

هر پست یک فرصت برای جذب فالوور جدید است. به عنوان مثال، هر بار که پست می کنم انتظار حداقل ۳۰۰ نظر را دارم. حدود ۹۵ درصد افراد فرد دیگری را که احساس می کنند آنچه را که من نوشته ام برایشان جالب است تگ کرده اند. سپس آن شخص جدید مطلع می شود و آنها را مشاهده می کند. اگر آنها با مطالب من ارتباط برقرار کنند، یک فالوور جدید به دست می آورم.


۳٫ استفاده از هشتگ های خوب فکر شده.

با الگوریتم جدید، هشتگها بسیار ارزشمند هستند. شما نیاز به تحقیق در مورد هشتگ های مربوطه و مورد علاقه برای مخاطبان مورد نظر خود دارید. به یاد داشته باشید، تنها ۳۰ هشتگ در هر پست – من همیشه از همه ۳۰ هشتگ استفاده می کنم.

من یک لیست از موثر ترین هشتگ هایم ذخیره کرده ام و به سادگی آنها را در نظرات paste میکنم. آنها را در متن پست قرار ندهید.


۴٫ از ویژگی Geotag Instagram استفاده کنید.

لوکیشن جایی که عکس میگیرید یا مخاطبانتان آنجا هستند را بزنید. به عنوان مثال، زمانی که یک پست در مورد قهوه ارسال می کنم، من Starbucks را تگ می کنم. به این ترتیب افرادی که در استارباکس قرار دارند و جستجوی آن برچسب جغرافیایی من را در مورد قهوه می بینند و شاید می خندند و به من را فالو میکنند. همین یعنی افزایش فالوور های اینستاگرام.


۵٫ در زمان مطلوب برای مخاطبان خود ارسال کنید.


اگر شما در لس آنجلس هستید و زمانی که از خواب بیدار میشوید، ممکن است تمام بیننده های نیمه شرقی آمریکا را که خوراک Instagram خود را چک کرده اند، از دست داده بدهید. باید تحقیق کنید و ببینید بیشترین زمان بازدید پیج شما مربوط به چه ساعتی است.

۶٫ محتوای خود را خشنود و قابل اشتراک گذاری کنید.

نه تنها محتوای شما باید قابل لذن بخش و جالب باشد، بلکه باید جاذبیت اشتراک گذاری داشته باشد. اگر یک واترمارک بزرگ رو عکس های خود بگذارید چه کسی دلش میخواهد آنرا به اشتراک بگذارد؟

اگر کسی بخواهد عکس یا ویدئو زیبای شما را به نمایش بگذارد، اما شما یک آگهی عظیم یا تبلیغی روی آن انجام داده باشید، هیچ کس آن را منتشر نمی کند. وقتی افراد پست های من را منتشر می کنند، در واقع حساب من را برای من رشد می دهند.

۷٫ تمام مطالب اصلی خود را واترمارک بزنید.

تمام محتوای اصلی را خودتان بنویسید و روی عکسها واترمارکی بزنید تا مردم بدانند که اگر آنها آن را به اشتراک بگذارند باید چه اکانتی را تگ کنند.  بنابراین شما باید از محتوای اصلی خود محافظت کنید تا بتوانید اعتبار و در نتیجه قرار گرفتن در معرض دید مردم را کسب کنید. یک علامت با ابعادی که قابل خواندن است اما در ذوق زننده نیست واترمارک شماست.


۸٫ اکانتهای بزرگ مرتبط را در پست خود تگ کنید.

اگر من محتوا در مورد Beyoncé ایجاد کنم، من می توانم او، مدیرش، E-News، حساب های فرهنگ پاپ، حساب های کمدی و غیره را تگ کنم. این ها آنها را مطلع می کنند که چنین چیزی وجود دارد و شاید من را فالو کنند. و اگر من خوش شانس باشم آنها با اعتبار بالایی که دارند پست من را بازنشر بدهند، که منجر به افزایش فالوور های اینستاگرام برای ما میشوند.

 

شما میتوانید از صفحه اینستاگرام ما نیز دیدن کنید

فرق بین یک عکس خوب و یک عکاس خوب چیست؟ تفاوت در ثبات و پایداری است. برای همه ما پیش آمده که به طور شانسی یک عکس خوب گرفته باشیم. شما به طور کامل مطمئن نیستید که چطور موفق به گرفتن آن شدید، اما بر حسب اتفاق همه چیز در جای درست خود قرار گرفت و بوم! شما این عکس را گرفتید.

پس عامل موفقیت چیست؟ خوش شانسی؟ گرفتن یک تریلیون عکس به طوری که چند تا از آن عکس های خوب اتفاقی در بین آنها باشد؟

نه. همه چیز به یکسری از اصول و قواعد برمی گردد. شما باید یکسری قواعد را در پس ذهن خود داشته باشید تا در زمان لازم از آنها به عنوان ابزار استفاده کنید.

می خواهید عکس های عالی بگیرید؟ می خواهید به عنوان یک عکاس پیشرفت کنید؟ این ۷ نکته عکاسی جایی است که باید از آن شروع کنید.

 

دوربین و لنز خود را بشناسید

آیا فکر می کنید برخی عکاسان حرفه ای وجود دارند که به طور کامل نمی دانند چطور دوربین خود را کنترل کنند؟ درست است. من از کجا می دانم؟

قبلا خودم یکی از آنها بودم.

بله، این یک اعتراف زشت بزرگ است، اما حقیقت دارد. ما با عکاسی در مُد اولویت دیافراگم شروع کردیم، و اجازه دادیم دوربین به جای ما فکر کند.

ما فکر می کردیم این کار آسان تر و سریع تر از یادگیری تمام آن مسائل تکنیکی ترسناک است.

و شما می توانید برای مدتی به این شیوه ادامه دهید. دوربین ها از همیشه هوشمندتر شده اند، و می توانند برای شما خیلی دقیق عمل کنند. اما ندانستن این مسائل تکنیکی شما را عقب نگه می دارد، و در رده «عکاسی شانسی» قرار می دهد.

چیزی که من اینجا دارم در مورد آن صحبت می کنم، نیاز به درک ویژگی های ضروری دوربین و لنزتان است، و دانستن این که چطور این امر بر روی ظاهر تصاویر شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور تغییر دیافراگم بر ظاهر عکس شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور سرعت شاتر خود را تنظیم کنید تا نتایجی که می خواهید را به دست آورید.

شما باید بتوانید ایزویی را انتخاب کنید که مناسب شرایط شما باشد.

و آن وقت، بر اساس ویژگی های دوربین خود، باید در مورد مُدهای درایو، تراز سفیدی، فوکوس، مُدهای تثبیت کننده و غیره بدانید.

خوشبختانه این مسائل آنقدر که به نظر می رسد دشوار نیستند. در واقع شما می توانید تمام آنها را تنها در چند ساعت یاد بگیرید. وقتی این کار را انجام دادید، آماده اید تا به مرحله بعدی بروید.

 

درک نوردهی

زمانی که شما درک دقیقی در مورد دیافراگم، سرعت شاتر و ایزو، و این که چطور بر ظاهر عکس های شما تاثیر می گذارند پیدا کردید، باید همه آنها را در کنار هم قرار دهید و یاد بگیرید که آنها چطور با هم تعادل پیدا می کنند تا بتوانید یک نوردهی خوب ایجاد کنید.

یکی از سخت ترین چیزها این است که بفهمید منظور افراد از یک «نوردهی خوب» چیست. برخی از افراد فکر می کنند که تنها یک نوردهی درست و یک نوردهی اشتباه وجود دارد و اگر آن را اشتباه به دست آورید یک احمق هستید. در اصل این طرز فکر احمقانه است

بنابراین ما تعریف خودمان را از نوردهی ارائه دادیم:

یک نوردهی خوب، میزان روشنایی است که می خواهید تصویر داشته باشد.

اگر از چیزی که شما می خواهید روشن تر باشد، زیاد نوردهی شده است. اگر تاریک تر از چیزی که شما می خواهید باشد، ناکافی نوردهی شده است.

ساده است.

در نهایت، همه چیز به تصمیم خلاقانه شما بستگی دارد. شما عکاس هستید. اما باید بدانید چطور همه چیز را تنظیم کنید تا به نوردهی مورد نظر خود دست یابید، و چطور از دوربین خود برای کمک به فهمیدن آن استفاده کنید.

 

تسلط بر نور

نوردهی در عکاسی

 

اجازه دهید با گفتن این جمله شروع کنم که من فکر نمی کنم هیچ کس واقعا بتواند کاملا بر نور مسلط شود (شاید به استثنای خدای یونانی آپولو). ما عکاسان برده های خوشحال و مشتاق نور هستیم. بدون آن ما نمی توانیم کارمان را انجام دهیم. و نور می تواند یک ارباب بی ثبات و بی دوام باشد (به خصوص اگر از نور طبیعی استفاده کنید).

اما یادگیری در مورد نور، درک جنبه ها و ظرافت های مختلف آن، دانستن نحوه کار با آن در هر شرایطی، ایجاد آن، دنبال کردن آن… خب، اینها واقعا پیگیری های مادام العمر عکاس هستند. ما هیچ وقت واقعا تسلط کامل پیدا نمی کنیم، اما ممکن است با سالها تمرین، به آن نزدیک شویم.

از کجا شروع کنیم؟ ساده است. از بیرون. زمانی که قدم به بیرون می گذارید، فرصت های نورپردازی بی شماری در انتظار شما هستند. آیا می توانید در نور شدید هنگام ظهر عکس بگیرید؟ در نور ساعت طلایی؟ پس از غروب خورشید؟ زمانی که ستاره ها ظاهر می شوند؟

سپس به داخل خانه برگردید. از نور پنجره ها استفاده کنید. تنوع نامحدودی آنجا وجود دارد، و در چنین سناریوی ساده (اما پیچیده) ای شما کم کم می توانید نکات ظریف تری را یاد بگیرید.

برای ادامه یادگیری آماده اید؟ ایجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان کنید (مثل یک جادوگر!) یاد بگیرید که چطور از یک فلاش اکسترنال استفاده کنید. چند لامپ استودیویی کرایه کنید، قرض بگیرید یا بخرید، و شروع به ایجاد تنظیمات نورپردازی خودتان بکنید.

برای درک بهتر نوردهی، خواندن این مقاله برای شما مفید است:

درک مفهوم کنترل دوربین شاتر دیافراگم و iso

 

 

کاوش عمق میدان

 

خیلی خب، خیال بافی در مورد نور کافی است. بیایید وارد عمل شویم.

عمق میدان بخش بزرگی از عکاسی شماست که احتمالا تا حد زیادی آن را دست کم می گیرید.

من می دانم، چون خودم آن را دست کم گرفته ام. و می دانم که هنوز هم این کار را می کنم. شما چطور؟

عمق میدان یکی از آن چیزهایی است که در ابتدا ساده به نظر می رسد، و هرچه بیشتر یاد می گیرید پیچیده تر می شود. اما یادگیری در مورد آن، حتی در سطح پایه، تغییر زیادی در کار شما ایجاد خواهد کرد.

به عنوان مثال، شما بدون این که اول در مورد عمق میدان یاد بگیرید، ممکن است فکر کنید که برای به دست آوردن کمی تاری در پس زمینه تصویرتان، فقط باید مقدار دیافراگم خود را کم کنید.

اما فاصله کانونی، فاصله سوژه تا پس زمینه، و فاصله دوربین تا سوژه را در نظر نگرفتید. و با ترکیب عوامل خاص، دیافراگم شما ممکن است در واقع تاثیر بسیار کمی بر عمق میدان داشته باشد یا اصلا تاثیری نداشته باشد. این کاملا درست است. گاهی اوقات هیچ تفاوت عمق میدان قابل توجهی بین f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامی که شما کم کم می فهمید که همه اینها چطور با هم ارتباط دارند، می توانید تاری پس زمینه چشمگیری به دست آورید، حتی با یک دوربین کامپکت در یک دیافراگم زیاد، تنها با دانستن این که دقیقا چطور باید تمام متغیرها را کنترل کنید.

یک تصور غلط دیگر در مورد عمق میدان این ایده است که «عمق میدان کم همیشه بهتر است». هنگامی که تازه شروع به کار می کنید، عمق میدان کم یک تکنیک جدید و هیجان انگیز است. اما در استفاده از آن زیاده روی نکنید. تا به حال دیده اید که یک عکس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر می رسد؟ یک بوکه زیبا به راحتی می تواند حواسمان را پرت کند، و فراموش کنیم که حتی یکی از آن گردی های چشم هم در فوکوس نیست. امم، خب این کاملا درست نیست.

از دیافراگم های زیاد نترسید. یا دیافراگم های کم. در واقع، اصلا از دیافراگم نترسید. یاد بگیرید که عمق میدان چطور کار می کند، و سپس از آن به عنوان یک تصمیم خلاقانه برای درست از کار درآوردن تمام تصاویر استفاده کنید. این کاری است که یک عکاس عالی انجام می دهد. آنها گزینه های خود را می دانند، و از تمام آنها استفاده می کنند. مطلب پیشنهاد شده در پایین شما را با تمام عوامل تاثیرگذار بر عمق میدان آشنا می کند.

 

شناخت پرسپکتیو

این شاید یکی از تحسین شده ترین موضوعات در عکاسی است. به بیان ساده، پرسکتیو مربوط به روابط فضایی بین اجسام در کادر شماست – اندازه های آنها، قرارگیری آنها، و فضای بین آنها. تمام این تعیین موقعیت ها شیوه ای که بیننده شما صحنه را تفسیر می کند را تغییر می دهند. این ممکن است باعث شود همه چیز سه بُعدی تر به نظر برسد، و یک حس عمق به عکس بدهد، یا ممکن است همه چیز را تخت و مسطح کند.

بنابراین چرا این موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته است؟ چون پیچیده است! یا حداقل در نگاه اول می تواند پیچیده باشد.

بیایید ساده شروع کنیم. زمانی که شما عکس می گیرید، جایی که در آن قرار می گیرید یک تصمیم بسیار مهم است. این چیزی است که پرسکتیو شما را تعیین می کند. و تغییر پرسپکتیو می تواند عکس شما را از یک تصویر معمولی به یک تصویر کاملا جذاب تبدیل کند.

شناخت پرسکتیو به تمرین و آزمایش زیادی نیاز دارد. و کمی تکان دادن پاهایتان، اینکه دولا شوید، دراز بکشید، روی یک نردبان بایستید، روی یک ساختمان بایستید، یک قدم به جلو بردارید، یک قدم به چپ بردارید. این چیزها پرسپکتیو شما را تغییر می دهند و تاثیرات عمده ای بر ظاهر و احساس عکس های شما ایجاد می کنند. آزمایش کنید. هر بار که پرسپکتیو خود را تغییر می دهید عکس بگیرید، و بعدا آنها را با هم مقایسه کنید. این کار چطور تصویر را تغییر می دهد؟

حالا فاصله کانونی چطور؟ آیا پرسپکتیو را تغییر می دهد؟ به لحاظ تکنیکی نه. این زاویه دید را تغییر می دهد (به عبارت دیگر، زاویه صحنه ای که دوربین شما ثبت می کند). لنزهای واید مقدار وسیع تری از یک صحنه را ثبت می کنند. تنها تغییر لنز پرسپکتیو را تغییر نمی دهد (هرچند ممکن است اینطور به نظر برسد). زمانی که شما تغییر لنز را با تغییر موقعیت ترکیب می کنید، پرسپکتیو تغییر می کند.

 

غلبه بر ترکیب بندی

اکنون کمی فراتر می رویم، و وارد بحث ترکیب بندی می شویم. این یک موضوع مهم است که مربوط به نحوه سازماندهی المان های بصری کوچک مختلف در صحنه می باشد. این بحث گسترده تر از پرسپکتیو است، و شامل چیزهایی مانند نور، خطوط، اَشکال، فرم ها، رنگ ها، کادرها، بافت ها، الگوها، حرکت، بازتاب ها و غیره می باشد.

شما ممکن است «قوانین» ترکیب بندی را شنیده باشید: قانون یک سوم، فضای منفی، تعادل بصری. قوانین ترسناک، و کسل کننده به نظر می رسند، و این ایده که شما قبل از این که مجاز به عکاس بودن باشید باید بنشینید و آنها را حفظ کنید، احتمالا بسیاری از عکاسان را از غوطه ور شدن در دنیای شگفت انگیز ترکیب بندی باز می دارد.

اما من اینجا هستم تا به شما بگویم که «قوانین» در واقع قانون نیستند. آنها بیشتر شبیه دستورالعمل هستند. اینها راه هایی برای سازماندهی المان ها در کادر شما هستند که به گفتن یک داستان، انتقال یک احساس، یا جلب توجه بینندگان کمک می کنند. همه آنها چیزهای جالب و سرگرم کننده ای هستند، و چیزهای بسیار ضروری اگر بخواهید یک عکاس عالی باشید.

به عنوان مثال، آن «قانون یک سوم» که همیشه در مورد آن می شنوید. خب، این نشان می دهد که با قرار دادن سوژه در امتداد یکی از این خطوط یک سوم جادویی، یا در تقاطع خطوط (چیزی که من دوست دارم آن را یک نقطه عالی بنامم)، ناخودآگاه اهمیت آن المان را در کادر خود افزایش می دهید. و دانستن این موضوع مهم است، چون می تواند به شما کمک کند تا نگاه بیننده خود را به جایی که می خواهید هدایت کنید!

اما اگر احساس می کنید این قانون را دوست ندارید، می توانید آن را عمدا بشکنید، و سوژه خود را کاملا در مرکز کادر قرار دهید. شاید بخواهید تقارن سوژه خود را برجسته کنید. شاید یک سوژه بسیار جدی است، و قرار دادن آن در مرکز آن احساس را تقویت می کند.

این به شما، استاد عکاسی بستگی دارد. زمانی که شما در مورد ترکیب بندی بدانید، برای هر عکسی که می گیرید، انواع گزینه های جالب و سرگرم کننده مانند این را در نظر می گیرید.

 

پس پردازش خود را عالی و بی نقص کنید

levitation عکاسی

بیایید این مطلب را با موضوعی که کمی بحث برانگیز است به پایان برسانیم.

ببینید، در دنیای عکاسی دو دسته از افراد وجود دارند. کسانی که معتقدند پس پردازش (استفاده از نرم افزار برای ویرایش تصاویرتان پس از این که گرفته شدند) در بهترین حالت اتلاف وقت، و در بدترین حالت انحراف واقعیت است.

دسته دیگر معتقدند که پس پردازش ابزاری است که یک عکاس می تواند از آن استفاده کند تا با کمک آن تصاویرش بیشتر شبیه به آنچه که چشم آنها در هنگام گرفتن عکس شاهد آن بود شود، یا حالت عکس را بهبود بخشد یا یک داستان بگوید. این یک تکنیک خلاقانه است که قدمت آن به اندازه خود عکاسی است.

پس پردازش یک مهارت ضروری برای یک عکاس دیجیتال است. (حتی عکاسان فیلم هم پس پردازش انجام می دهند!)

این یک واقعیت ساده است که تصاویری که مستقیما از دوربین بیرون می آیند، چیزی جز صحنه اصلی که از آن عکس گرفته شده به نظر نمی رسند. آنها کسل کننده، تخت و بی روح هستند.

پس پردازش با تنظیم چیزهایی مانند کنتراست، روشنایی، وضوح، و اشباع، به بازگرداندن آن زیبایی کمک می کند.

سپس شما می توانید حتی از این هم فراتر بروید.

با برنامه هایی مانند لایت روم می توانید کارهایی مانند Dodge & Burn انجام دهید، که به معنی روشن یا تاریک کردن انتخابی بخش هایی از یک تصویر به منظور هدایت توجه بینندگان شما به جایی است که می خواهید.

اینها تکنیک های جدیدی نیستند. dodging و burning به آغاز عکاسی برمی گردند، اما در ابتدا به سختی با نوردهی بخش های مختلف چاپ برای مدت زمان های مختلف انجام می شدند.

خیلی دشوار بود، و اگر اشتباهی می کردید مجبور بودید دوباره از اول شروع کنید. dodge و burn این تصویر از اوگن اسمیت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول کشیده است!

امروزه، با لایت روم، می توانید این کار را در عرض چند ثانیه انجام دهید، و هر چقدر می خواهید آن را تنظیم کنید تا وقتی که همه چیز عالی و بی نقص شود. احساس نمی کنید خوش شانس هستید؟ می دانم که چنین احساسی دارید!

 

نتیجه گیری

پس اینها ۷ جنبه اصلی عکاسی هستند که هر عکاس باید آنها را مطالعه کند و انجام دهد. بعضی از آنها را می توان در یک دوره زمانی کوتاه فهمید، و برخی دیگر به یک عمر نیاز دارند تا بر آنها تسلط پیدا کنید. اما این خبر خوبی است. شما چیزهای هیجان انگیز زیادی برای یادگیری پیش رو دارید!

اما آیا چیزهای دیگری هم برای یادگیری هست؟ موضوعات دیگری وجود دارند که به عکاسی شما کمک کنند؟ البته که وجود دارد! این چند نکته عکاسی فقط یک نقطه شروع هستند.

شاید بخواهید پرتره بگیرید، و آن وقت چیزهای زیادی در مورد تعامل با سوژه و روانشناسی وجود دارد که می توانید یاد بگیرید. یا شاید بخواهید به عکاسی سفر بپردازید. در این صورت انواع مختلف ژانرها، از عکاسی خبری گرفته تا عکاسی منظره دارید، و آن وقت کنجکاوی انسان شناسان برای فرهنگ و علاقه مورخان به گذشته، در گفتن داستان هایی از مکان هایی که بازدید می کنید به شما کمک خواهد کرد.

هیچ پایانی برای چیزهایی که می توانید به عنوان یک عکاس یاد بگیرید وجود ندارد، اما این ۷ نکته عکاسی برای شروع خیلی خوب هستند. پس منتظر چه هستید؟ یکی از آنها را انتخاب کنید و به سراغ آن بروید.

 

نوبت شماست

کدام یک از این موضوعات مورد علاقه شماست؟ موضوع دیگری مد نظر دارید که دانستن آن برای عکاسان ضروری باشد؟

نظرات خود را همین حالا با ما به اشتراک بگذارید!

نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

همانطور که همه میدانیم عکس به لحاظ فنی، از نور و رنگ ساخته شده است. اگر نور یا رنگ مناسبی نداشته باشیم بدیهی است که عکس مناسبی در کار نخواهد بود. در این آموزش عکاسی رادیان با ما همراه شوید تا به روان شانسی رنگ ها و روش های عملی به کار بستن آن ها و کاربرد رنگ ها در عکاسی تبلیغاتی و صنعتی بپردازیم.

روانشناسی رنگ ها در عکاسی

روانشناسی رنگ ها در عکاسی

روانشناسی رنگ ها در عکاسی

 

همانطور که میدانید در فیلم ها با تغییر دادن رنگ در سکانس های خاص حس بیشتری به آن سکانس می دهند.

مثلا گاهی در فیلم های ترسناک از رنگ آبی برای ایجاد کردن حس «دلسردی و نا امیدی و تنهایی» استفاده می شود. همچنین در فیلم هایی که نشان گر زمان گذشته هستند با پایین آوردن غلظت رنگی و از بردن رنگ های روشن که نشان گر حس زندگی و لذت است، سعی می شود حس قدیمی بودن را به بیننده منتقل کنند. یا رنگهای گرم برای نشان دادن انرژی است. از تم رنگ سبز هم بیشتر برای نشان دادن صحنه های غیر طبیعی و نا معمول استفاده می شود. مثلا فیلم Amelie به تنهایی یک کلاس درس روانشناسی رنگ ها در عکاسی می باشد.

اما چرا از رنگ ها به این شیوه استفاده شده است؟ بخاطر روانشناسی رنگ ها.

کاربرد رنگ ها در عکاسی تبلیغاتی و صنعتی آنجاست که شما میتوانید به مخاطب درباره محصولی که کمپین تبلیغاتی آن را به عهده دارید، دید بدهید.

نمی توان به صورت عمیق و کامل به بحث روانشناسی رنگ پرداخت (کتاب هایی کامل در این زمینه نوشته شده است و مبحث بسیار گسترده ایست) اما در ادامه اشاره کوتاهی به مفاهیم رنگ های گوناگون می کنیم:

 

قرمز

قرمز از قوی ترین رنگ هاست و می تواند بیشترین تأثیر روانی را بر روی ما بگذارد. رنگ زندگی است، رنگ خون و گرما. رنگ قرمز همچنین رنگ خشونت، عشق و قدرت نیز می باشد و ذهن ما به طوری غریزی این رنگ را به این ها ارتباط می دهد.

صورتی

صورتی، با اینکه ترکیبی از رنگ قرمز با رنگ سفید است اما حس کاملاً متفاوتی نسبت به رنگ قرمز دارد. این رنگ نشان گر جنسیت مؤنث است (البته این یک توسعه فرهنگی جدید است ) و در ذهن بیننده حس ملایمت، پرورش و عشق را تداعی می کند.

زرد

از لحاظ روانشناسی رنگ زرد، شادترین رنگ است. این رنگ همچنین پر سر و صدا ترین رنگ و نشان گر برون گرایی است. زرد رنگ خورشید است، بنابرین طبیعتاً توسط افرادی استفاده می شود که می خواهند دیده شوند.

 

نارنجی

نارنجی هم رنگ برون گرایی است، اما به دلیل ارتباط این رنگ با پاییز و طلوع خورشید، ملایم تر از رنگ های دیگر است. جالب است که بدانید به دلیل همین برون گرا بودن و توی چشم بودن رنگ های زرد و نارنجی است که برای تابلو های هشدار از این رنگ ها استفاده می شود، چرا که در عین جلب توجه قدرت خشن و خشک رنگ قرمز را ندارند.

قهوه ای

قهوه ای رنگ کثیفی است، و اکثر عکس های روانشناسی نشان می دهد که حس غیر جذاب اما قابل اعتمادی از این رنگ به بیننده القا می شود، حسی خوب و صادقانه که خیلی هم قوی نیست، اما می تواند تأثیر قوی ای داشته باشد. با اینکه این رنگ جزء رنگ های گرم است اما قهوه ای کم رنگ می تواند فضای جذابی ایجاد کند و افراد را به سمت خود بکشاند.

عکس از electstudio

آبی

آبی رنگ بسیار سردی است. آبی تیره و آبی نسبتاً تیره آرامش بخش به حساب می آیند، اما آبی روشن تر حس سرما و یخ بودن را منتقل می کند. می توان از این رنگ برای نشان دادن حس غم و سردی استفاده کرد، همچنین حس آرامش و سکوت را نیز می توان از این رنگ گرفت.

بنفش

رنگ بنفش در هم آمیخته با رویا و تخیل است. این رنگ همچنین رنگ مخمل هم بوده که در قدیم در خانواده های سلطنتی استفاده می شد، به همین دلیل بنفش می تواند نشان گر آسایش و لوکس بودن هم باشد.

سبز

رنگ سبز به عنوان متعادل ترین رنگ شناخته می شود. چراغ های سبز مستقیماً بر روی گیرنده های چشم انسان متمرکز می شوند، چشم انسان به اندازه دو برابر رنگ های آبی یا قرمز برای رنگ سبز گیرنده دارد، طول موج رنگ سبز به گونه ای است که هم در قسمت پشت و هم در قسمت جلوی گیرنده های چشم متمرکز می شود.

سبز رنگ آرامش بخشی است. بیشتر گیاهان و پول های رایج به رنگ سبز هستند، به همین دلیل این رنگ حس زندگی و پیشرفت را به انسان منتقل می کند.

 

گروه های رنگی

معمولاً رنگ ها به دو دسته کلی «سرد» و «گرم» تقسیم می شوند.

رنگ های گرم

رنگ های گرم: نارنجی، قرمز، طلایی و قهوه ای، با روز و نور خورشید آمیخته اند.

عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی

 

رنگ های سرد

رنگ های سرد: آبی روشن، سبز و بنفش با پوشش ابر و برف و درجه های تیره تر آن ها با شب هم پیوندند

رنگ های گرم می توانند اجسام را قوی و سنگین نشان دهند، در حالی که رنگ های سرد اجسام را سبک نشان می دهند. رنگ های گرم نزدیک تر و رنگ های سرد دور تر دیده می شوند. همچنین در تصویری که رنگ های سرد زیادی وجود داشته باشد رنگ گرم جلوه بیشتری خواهد داشت، بنابراین می توانید با قرار دادن سوژه های با رنگ گرم در پیش زمینه تصویری که رنگ های سرد را در پس زمینه دارد، عمق بیشتری به عکس بدهید.

همانطور که از اسم این گروه های رنگی هم مشخص است، قوی ترین شاخصه این طبقه بندی حرارت و دمای رنگ ها است. فیلم ساز ها با داشتن این علم، می دانند که برای نشان دادن حرارت کویر یا یک روز بسیار گرم در تابستان می توانند کمی رنگ زرد یا قرمز به فیلم بدهند، همچنین برای نشان دادن سرما هم می توانند با اضافه کردن کمی رنگ آبی روشن این حس را به بیننده منتقل کنند.

 

به کار گیری روانشناسی رنگ ها

بدون در نظر گرفتن شرایط، همیشه می توانید از رنگ ها به نفع خودتان استفاده کنید. نور محیط، تنظیمات دوربین و منابع نوری قابل کنترل، همه می توانند فرصت های مناسبی برای خلاقیت و ایجاد رنگ های مناسب باشند.

نور های رنگی محیط

فشن در فرانسه

در طول صبح و عصر، نور خورشید آن سفیدی معمول خود را ندارد. غروب رنگ نارنجی بیشتری نسبت به طلوع خورشید دارد.

قبل از طلوع خورشید، بدون در نظر گرفتن نور های خیابان ها، زمین تقریباً به رنگ سیاه و سفید دیده می شود. نور قبل از بالا آمدن خورشید خیلی سرد بوده و سایه های کمی ایجاد می کند. اما با بالا آمدن خورشید، رنگ ها گرم تر می شوند. با توجه به عظمت اتمسفری که باید نور ها از آن عبور کنند، اولین رنگ هایی که عبور می کنند، گرم ترین آن ها هستند.

هر چه خورشید در آسمان بالا تر برود، نور سفید تر می شود و همچنین تضاد بین رنگ ها بیشتر می شود. در ظهر تضاد رنگی به بیشترین میزان خود می رسد. با پایین رفتن خورشید، دوباره رنگ ها رو به گرم شدن می روند، در نهایت این گرما بیش تر از زمان طلوع خورشید می شود. این زمان به عنوان ساعت طلایی زمان بسیار مناسبی برای عکاسی شناخته می شود. در نهایت، بعد از غروب، نور هایی که از خورشید باقی مانده، نور های آبی رنگ است.

فاکتور های طبیعی دیگری هم وجود دارد که باعث تغییر رنگ ها می شود: هوای ابری، علی رغم چگونه دیده شدنشان، کاملاً خاکستری نیستند. مقداری رنگ آبی در این ابر ها وجود دارد که می توانید با عکاسی از آنها و تقویت رنگ آبی جلوه بسیار زیبایی از این ابرها را به نمایش بگذارید. برف هم طوری نور را منعکس می کند که می تواند اجسامی که روی خود است را کمی آبی رنگ نشان دهد.

تراز سفیدی یا White Balance موجود در دوربین

اجسام با حرارت دادن ممکن است شعله ور شوند و یا رنگ هایی از خود بازتاب دهند. رنگی که نشان می دهند، به دمای آن ها بستگی دارد که با قرمز شروع می شود، سپس به رنگ زرد، آبی و در نهایت سفید تبدیل می شود. دمای رنگ (color temperature)، فلسفه اصلی تراز سفیدی است، در حقیقت تراز سفیدی مقدار دمای رنگ به مقیاس کلوین است. برای مثال، نور خورشید در وسط روز تقریباً نزدیک به ۵,۶۰۰K است.

زمانی که شما تراز سفیدی را در دوربین خود تنظیم می کنید، می خواهید رنگ منبع نور را با اضافه کردن رنگ های دیگر که رنگ نور را بالانس و متعادل می کنند، اصلاح کنید و کاری کنید که به نظر برسد منبع نور در عکس به اندازه کافی تابشی گرم داشته تا بتواند رنگ سفید ایده آلی را ایجاد کند. هرچه دمای رنگی تراز سفیدی که استفاده می کنید بیشتر باشد، مقدار بیشتری نارنجی به تصویر اضافه کرده اید تا بتوانید رنگ های آبی موجود در منبع نور را خنثی کرده و نوری با رنگ سفید بسازید. هرچه مقدار کلوین تراز سفیدی را کم کنید مقدار بیشتری رنگ آبی و سبز به تصویر اضافه کرده اید تا گرمای تصویر را جبران کرده و نوری با رنگ سفید بسازید.

این رابطه می تواند عمدا استفاده شود. به طور خلاصه برای ایجاد کردن ظاهری گرم تر عدد کلوین (Kelvin number) تراز سفیدی را بالا ببرید و برای سرد تر کردن تصویر عدد کلوین پایین تری انتخاب کنید. این را به خاطر داشته باشید و می توانید با تغییر دادن عدد کلوین به صورت دستی بر روی تراز سفیدی (تراز سفیدی سفارشی – custom WB) دوربین کنترل کامل روی رنگ عکس داشته باشید و یا با انتخاب کردن پیش فرض های آماده دوربین نمایی نزدیک به چیزی که می خواهید را ایجاد کنید.

 

نورپردازی مصنوعی

عکس از Kate Ter Haar

برای عکاسی در استودیو، به سادگی با توجه به تراز سفیدی نور های موجود در استودیو، می توانید کنترل کاملی بر رنگ ها در عکاسی موجود در عکس داشته باشید بدون اینکه به تنظیمات خاصی در دوربین دست بزنید و یا بعد از عکاسی از برنامه های ویرایش عکس مانند Photoshop استفاده کنید.

استفاده از نور های مصنوعی مختلف می تواند باعث ایجاد شدن رنگی جدید بشود. لامپ های تنگستن نوری نارنجی رنگ دارند و لامپ های فلورسنت رنگ هایی نزدیک به سبز یا آبی ایجاد می کنند. این مسأله به ساختار شیمیایی آنها بستگی دارد. این لامپ ها در رنگ های مختلفی ساخته می شود و من پیشنهاد می کنم که استفاده از همه آنها را تجربه کنید. لامپ های LED کمی گرانتر هستند اما کنترل بیشتری بر حرارت نور به شما می دهند و طیف نوری متعادل تری هم ایجاد می کنند. بعضی لامپ های LED با ترکیب چند LED با رنگ های مختلف به شما این امکان را می دهند که بتوانید تراز سفیدی را خودتان تنظیم کنید و نور دلخواه خودتان را ایجاد کنید.

شما می توانید با استفاده از نور های مصنوعی حرارت مورد نظر خودتان و در نتیجه رنگ نور مورد نظر خودتان را ایجاد کنید، چیزی که شاید در عکاسی زیاد به آن اهمیت داده نشده، اما می تواند افکت بسیار جذابی بر روی عکس های شما داشته باشد. یادتان می آید که در اواسط این مطلب گفتیم رنگ های گرم (در پیش زمینه) که پس زمینه آن ها رنگ های سرد است جلوه زیادی خواهند داشت؟ شما هم می توانید با ایجاد کردن چنین صحنه ای افکت خلاقانه و جذابی به عکس خود بدهید. البته می توانید با استفاده از لامپ های رنگی و فیلتر های رنگی هم رنگ مورد نظر خودتان را در عکس ایجاد کنید.

البته امروزه این نورها جای خود را به فلاش های استودیویی داده اند.

 

برنامه های ویرایش عکس دیجیتالی

برنامه های دیجیتالی ویرایش عکس، راه های بسیار زیادی برای کنترل تراز سفیدی عکس به شما می دهند یا حتی به شما این امکان را می دهند که با فیلتر هایی نور های مصنوعی رنگی به تصویر اضافه کنید. در حقیقت آنقدر راه های زیاد و متنوعی وجود دارد که نمی توان در این مطلب به همه آنها اشاره کرد.

اما باید به این نکته توجه داشته باشید: اگر می خواهید به صورت دیجیتالی و با استفاده از برنامه های ویرایش عکس، رنگ عکس های خود را تغییر دهید، باید با فرمت RAW عکاسی کنید. بر خلاف JPEG، که با یک تراز سفیدی خاص گرفته می شود، فرمت RAW تمام جزئیات عکس را در خود نگه می دارد و به شما این امکان را می دهد که بعد از عکاسی و در مرحله ویرایش بتوانید با کیفیت بالا و ظرافت بالایی تراز سفیدی عکس را تغییر دهید. در حالی که می توانید رنگ های عکس JPEG را هم بعد از عکاسی تغییر دهید، استفاده از Hue/Saturation برنامه Photoshop یا قابلیت های مشابه آن، نمی تواند کنترلی که روی فایل های RAW وجود دارد را به شما بدهد، چرا که فایل های RAW خام بوده اما بر روی فایل های JPEG فعل و انفعالاتی در همان دوربین انجام می شود و اطلاعات کمتری هم در آنها وجود دارد. بنابراین اگر می خواهید عکس های خود را بعداً با استفاده از برنامه های ویرایش تصویر تغییر دهید، حتماً با فرمت RAW عکاسی کنید.

 

برگرفته از: tutsplus و لنزک

مسیرهای زیادی در راه عکاس تبلیغاتی حرفه ای شدن وجود دارد. من مسیر خودم رو رفته ام و البته هنوز  نزدیک به جایی نیستم که می خواهم باشم. امروز فکر کردم که چند نکته را به اشتراک بگذارم که در این راه مفید باشد. ۱۰ نکته زیر را بخوانید.

۱٫ یک استودیو بگیرید
داشتن یک فضای استودیویی برای یک عکاس تبلیغاتی حرفه ای بسیار مهم است. وقتی تلفن زنگ میخورد اولین سوال این است که محل استدیو شما کجاست؟ اگر جای بخصوصی اجاره کرده باشید مشتریان این را به عنوان یک هزینه اضافی معقول در قیمت پیشنهادی شما برای کارشان در نظر میگیرند، هرچند اغلب اگر نیاز به استدیو یا تجهیزات خاصی برای یک پروژه عکاسی باشد، در فاکتور هزینه عکاس بصورت جداگانه آورده میشود. داشتن یک استودیو یک امتیاز بزرگ دیگر هم دارد و آن این است که میتوانید کارهای دقیقه ۹۰ای را نیز بدون استرس هماهنگی ها قبول کنید و درآمدزایی کنید. بدون به هم ریختن آشپزخانه و حال و پارکینگ خانه شما.

۲٫
بیرون بیایید

بهترین و با کیفیت ترین دوربین ها و نورها در جهان، دیگر حرف اول را نمیزنند. کیفیت تصویر دوربین ها امروزه کمتر جزو گزینه های مقایسه ای مشتریان عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی است. با این حال، اگر شما با یک دوربین خاصی عکسبرداری می کنید، حداقل یکی دیگر از آنها نیاز دارید. به این ترتیب، اگر یک کدام در طول یک کار برایش مشکلی پیش آمد، می توانید با استفاده از دورین یدکی فایل های دقیقا مشابه را اجرا کنید.

۳٫ پایگاه مشتری متفاوت
داشتن تنها چند مشتری که پول زیادی پرداخت می کنند یک حرکت خطرناک است. اگر یکی از آنها بودجه خود را از دست بدهد یا به مشکلی بر بخورید، می تواند شما را آسیب پذیر سازد. داشتن یک ترکیب از مشتریان با هزینه بالاو کم تعداد ، با مشتریان هزینه پایین و تعداد زیاد، ثبات و جریان نقدی سالم را حفظ می کند.

۴٫ نماینده / مدیر
کار کردن با شخصی به عنوان مدیر برنامه و نماینده تجربه دلچسبی است. داشتن یک نماینده به شما اجازه می دهد پلیس خوب / پلیس بد را انجام دهید. به این صورت که شما کارهای فنی را انجام می دهید و او شما را از گفتگوهای دشوار درباره هزینه ها حذف می کند و به شما اجازه می دهد تا به جای پیگیری فاکتورها و بحث در مورد آنها عکس های خود را بگیرید.

۵٫ داشتن یک دوست خوب
بخشیدن و کوتاه آمدن از مهمترین فاکتورهای شروع راه عکاس تبلیغاتی حرفه ای است. اگر با مردم دوست باشید، آنها با خوشحالی به شما کمک می کنند. نمی توانم تأکید کنم که این نکته چقدر حیاتی است.

۶٫ شبکه سازی
شبکه های اجتماعی یک ابزار عالی برای متوجه شدن مشتریان بالقوه اطراف شما هستند. اما هیچ چیز با دیدار با این افراد به صورت شخصی مقایسه نمی شود. اگر با کسی برخورد داشتید و شما و کارتان را پسندید، شانس بالایی برای همکاری دارید به نسبت وقتی که کسی آخرین پست Instagram شما را لایک کند. اگر این فرآیند را “شبکه” بنامید، باعث می شود احساس کنید این آشنایی های جدید را دوست دارید.

۷٫ کارآموزی
دستیاری عکاسان یک راه عالی برای یادگیری نحوه کار با مشتریان در دنیای حرفه ای است. حتی اگر آکادمیک عکاسی را شروع کرده اید این نکته ایست که جایی از آن صحبتی نیست. کاراموزی در کنار یک عکاسِ کاربلد و درک چگونگی اجرای فرآیند عکس از گفتگوهای اولیه با مشتری و ایده پردازی تا مرحله تحویل عکس ها، به شما کمک خواهد کرد که مشتریان خود را نگه دارید.

۸٫ تحقیق
دانستن آخرین متد ها و آنچه که شرکت های دیگر در کمپین های تبلیغاتی خود استفاده می کنند بسیار مهم است. حتی وقتی شما به عنوان یک عکاس تبلیغاتی حرفه ای در یک جلسه حضور دارید و مشتری در مورد آنچه که انجام می دهند صحبت می کند، بفهمید رقیبان شما چه کار می کنند؟ خیلی مهم است که بدانید بازار به چه سمت و سویی حرکت می کند.

۹٫ دانش فنی
بدیهی بنظر میرسد ولی برای مثال در عکاسی صنعتی و تبلیغاتی ، بلد بودن تکنیک فکوس چندگانه و قانون مربع معکوس حیاتی است. هنگامی که مشتری یک عکس نمونه به شما نشان می دهد، فورا باید بدانید که چگونه این تصویر را تولید می کنند. هم برای اعتماد بنفس کاری و هم برآورد دقیقتر زمان و هزینه عکاسی تبلیغاتی.

۱۰٫ نمونه کارهای قوی
بدون یک مجموعه نمونه کار قوی، شما نمی توانید کار تجاری کاملی را کسب کنید. چیزی را که دوست داری پیدا کن و با آن کار کن . صرف نظر از علاقه شما به عکاسی، همیشه مشتریانی وجود دارند که پول خوبی بابت این مهارت های شما بپردازند.

در حالی که ما در رادیان خدمات عکاسی حرفه ای غذا و مواد غذایی با کیفیت بالا ارائه می دهیم، علاقه داریم تا به نوعی با در این مقاله به آموزش عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی و غذا بپردازیم. حقیقت این است که عکس های ما با تمرین (تعداد زیاد آن) بهبود یافته است. در اینجا بهترین نکات و ترفندهای مرسوم ما در مورد عکاسی و تجهیزات غذایی وجود دارد.

این آموزش عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی چه برای عکاسان مبتدی و چه کاربران اینستاگرام که دوست دارند عکس های غذا بگیرند مفید است.

 

نکاتی برای عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی عالی

همه چیز در مورد نور است! بهترین نکته برای مبتدیان در راستای عکاسی حرفه ای از غذا این است که از شدت نور و نحوه برخورد آن با غذا مطلع شویم و یاد بگیریم که مطابق با آن عمل کنیم. در اینجا چند نکته برای شروع وجود دارد.

  • عکس ها را تحت نور طبیعی بگیرید. از چراغ های موجود در محیط یا لامپ یا فلاش داخلی خود استفاده نکنید. هرگز! البته اگر از منابع نور مثل فلاشهای اکسترنال استفاده کنید طبیعتا دستتان در نورپردازی عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی بازتر خواهد بود.
  • برای پیدا کردن بهترین منبع نور، حرکت کنید. احساس نکنید که باید حتما در آشپزخانه خود عکس بگیرید. شاید نور در صبح و در اتاق نشیمن شما بعد از ظهر بهتر از اتاق خواب شما باشد.
  • سعی کنید از زوایای مختلف عکس بگیرید. بعضی از غذاها از زاویه بالا (مانند پیتزا)، یا از کنار (برگر) یا در زاویه ۴۵ درجه (نوشیدنی) بهتر می شوند. سعی کنید حرکت در اطراف صحنه عکاسی داشته باشید و با گرفتن عکس در زوایای مختلف، شما می توانید بعدا عکس مورد علاقه خود را انتخاب کنید .
  • به حداقل رساندن شلوغی در عکس. اگر قاشق، دستمال سفره یا پس زمینه شلوغ،چیزی به عکس اضافه نمی کند، از عکس حذف می شود. تمرکز را بر آنچه که مهم است بگذارید، اما نه آنقدر زوم کنید که بیننده نتواند بگوید غذا چه چیزی است.

 

عیب یابی مشکلات عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی و غذا


شاید با خود بگویید چرا عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی شما با ایده آل فاصله دارد؟ پس راه حل های بالقوه را بخوانید.

  • عکس های شما تار شده اند. عکس های تار با لرزش دوربین ایجاد می شود. راه حل ها عبارتند از: ۱) نگه داشتن دوربین خود روی چیزی که تکان نخورد. ۲) استفاده از سه پایه با یک ریموت کنترل (فرستنده از راه دور) تا دوربین خود را در حالی که شما در حال عکسبرداری هستید ثابت نگه دارد، ۳) استفاده از سرعت شاتر سریع، که نیاز به باز کردن دیافراگم و یا حرکت به یک منطقه با نور بیشتر دارد، و یا ۴) افزایش ISO ، برای جبران نور مورد نیاز (هرچند باعث کاهش کیفیت تصویر میشود).
  • رنگ های شما برای زندگی درست نیست. هنگامی که عکس های خود را ویرایش می کنید، اگر صفحه شما از مواد غذایی بسیار آبی، زرد، صورتی یا سبز باشد، از ابزار تعادل رنگ نرم افزار خود برای رفع آن استفاده کنید! هنگامی که تعادل رنگ سفید (وایت بالانس) به درستی تنظیم می شود، رنگ ها زنده می شوند. اگر شما در فرمت RAW عکاسی کنید، بعدا هنگام ویرایش تعادل رنگ راحت تری خواهید داشت.
  • عکس های شما مانند عکس مواد غذایی حرفه ای “در چشم” نیست. عکاسان غذای با تجربه از لنزهایی استفاده می کنند که به آنها اجازه می دهد عمق میدان خود را برای برجسته کردن موضوع عکس افزایش دهند. سپس آنها از نرم افزار عکاسی برای تنظیم کنتراست، نورها و شفافیت عکس هایشان استفاده می کنند. گاهی اوقات چند ویرایش جزئی واقعا می تواند یک تحول مفید در عکاسی حرفه ای از غذا ایجاد کند.

برای مطالعه توصیه هایی نسبتا ارزان درباره دوربین و لنز و نرم افزاری که می تواند به شما در حل این مشکلات کمک کند، تا بتوانید عکس مواد غذایی با کیفیت بالا بگیرید، ادامه این مقاله را بخوانید.

 

دوربین عکاسی مناسب تبلیغاتی مواد غذایی


دوربین عکاسی مناسب تبلیغاتی مواد غذایی شما لزوما به یک دوربین فوق العاده فانتزی نیاز ندارید تا عکس های تبلیغاتی مواد غذایی جذاب بگیرید.

هنگامی که شما آمادگی کنترل کامل بر قرار گرفتن در معرض نور و فاصله کانونی خود را دارید، برای دوربین DSLR (که برای دوربین عکاسی تک لنز کوتاه است) پول ذخیره کنید. این یک سرمایه گذاری واقعی است.

اگر شما نمی توانید تصمیم بگیرید بین یک DSLR نیکون یا DSLR کانن کدام را انتخاب کنید، بدانید تفاوت بین این دو بسیار کم است. مدل های قابل مقایسه عکس هایی با کیفیت قابل مقایسه را تولید می کنند، بنابراین بهترین دوربین موجود در محدوده قیمت خود را انتخاب کنید.

قبل از خرید، بررسی ها را بخوانید و به یک فروشگاه عکاسی بروید تا شخصا آنها را امتحان کنید. لنزهایی که برای عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی استفاده می کنید بیشتر از خود dSLR تاثیر می گذارند، بنابراین توصیه می کنم به طور جداگانه خرید بدنه و لنز دوربین را انجام دهید.

 

لنز مناسب عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی

لنز مناسب عکاسی تبلیغاتی مواد غذاییمن ترجیح می دهم از لنزهای ثابت برای عکاسی تبلیغاتی از غذا استفاده کنم. ثابت اینجا بدان معنی است که لنزها زوم ندارند، بنابراین باید خودم، نسبت به سوژه نزدیکتر یا دورتر شوم.

من عدسی های ثابت را دوست دارم چون معمولا کوچکتر، ارزان تر و سریعتر از لنزهای زوم هستند. آنها اغلب دیافراگم وسیعتری دارند که منجر به کنترل بیشتر بر عمق میدان و انعطاف پذیری بیشتر در هنگام تیراندازی می شود.

در دوربین فرمت قدیمی من که سنسور کراپ بود، از لنز ۳۵ میلی متری f1.8 استفاده کردم و آن را دوست داشتم. عکس هایی واضح تر از ۵۰ میلی متری برای من ساخته شده بود. به اندازه کافی برای استفاده آسان بود و انعطاف بیشتری نشان میداد.

پس از ارتقاء به دوربین فول فریم؛  از لنز ۵۰ میلی متری f1.4 نیکون استفاده می کنم (لنز ۵۰ میلی متری f1.8G تقریبا به همان اندازه خوب است). من گاهی اوقات از لنز ۸۵ میلیمتری لنز نیکون استفاده می کنم، زمانی که می خواهم در عکاسی تبلیغاتی مواد غذایی برای ضبط جزئیات یا شات انتزاعی و برای عکس هایی که در زاویه ۴۵ درجه گرفته شده اند، تصویر بزرگی از سوژه نمایش دهم. (دلیل فنی بخصوصی برای توضیح وجود ندارد، صرفا دید عکاسی و علاقه و تجربه.)

اما صبر کنید، چرا وقتی دوربین را ارتقا دادم، به فاصله کانونی طولانی حرکت کردم؟ از آنجا که یک لنز ۳۵ میلی متری بر روی یک دوربین فرمت برش به طور موثر به عنوان یک لنز ۵۰ میلی متری در یک دوربین Full Frame عمل می کند. این گیج کننده است، من می دانم. به استثنای اینکه شما هزاران دلار در یک دوربین صرف کرده اید، دوربین شما احتمالا یک فرمت برش است، اما مطمئن شوید که دوبار کلیک کنید.

 

نرم افزار ویرایش عکس پیشنهادی


نرم افزار ویرایش عکس پیشنهادیمن گاهی از Adobe Lightroom برای سازماندهی و ویرایش عکس های دیجیتال استفاده می کنم. برای ایجاد تغییرات زیاد و ویرایشهای سنگین ترجیح می دهم آن را به فتوشاپ بسپارم. برتری لایتروم آنجاست که به من کمک می کند که فایل های خود را سازمان یافته و آسان پیدا کنم و کنترل مناسبی برای ایجاد تنظیمات به صورت عمده روی چند عکس داشته باشم. البته برنامه Adobe Bridge میتواند این خلاء فوتوشاپ را تا حدی برطرف کند. اما کاربری لایتروم برای مبتدیان راحت تر است.

 

امیدوارم مقاله آموزش عکاسی از مواد غذایی برایتان مفید بوده باشد.

سوالی دارید؟ آنها را در بخش نظرات زیر قرار دهید.